تبلیغات
معبر طلایه دار - گره گشایی
پیرو خط رهبرم
جانم فدای رهبرم


سلام در صورتی که وبلاگ با مشکل روبرو شد یا سوالی در باره این وبلاگ داشتید میتوانید با ایمیل من که در انتهای قرار میدهم تماس حاصل فرمایید.
منتظر پیشنهادها و انتقادهای شما هستم
ir.talayedar@gmail.com
مطالب را چطور دیدید ؟





تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

talayedar1.orq.ir a.armin98@yahoo.com مشاهده صفحه * *
* *
گره گشایی
صفوان در محضر امام صادق ( ع ) نشسته بود . ناگهان ، مردی از اهل مكه‏
وارد مجلس شد و گرفتاریی كه برایش پیش آمده بود شرح داد . معلوم شد
موضوع كرایه‏ای در كار است و كار به اشكال و بن بست كشیده است . امام‏
به صفوان دستور داد :
" فورا حركت كن و برادر ایمانی خودت را در كارش مدد كن " .
صفوان حركت كرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح كار و حل اشكال مراجعت‏
كرد . امام سؤال كرد : " چطور شد ؟ "
- " خداوند اصلاح كرد " .
- " بدان كه همین كار به ظاهر كوچك
كه حاجتی از كسی بر آوردی و وقت كمی از تو گرفت ، از هفت شوط طواف‏
دور كعبه محبوبتر و فاضلتر است " .
بعد امام صادق ، به گفته خود چنین ادامه داد :
" مردی گرفتاری داشت و آمد حضور امام حسن ( ع ) و از آن حضرت‏
استمداد كرد . امام حسن بلافاصله كفشها را پوشیده و راه افتاد . در بین‏
راه به حسین بن علی ( ع ) رسیدند در حالی كه مشغول نماز بود . امام حسن‏
به آن مرد گفت :
" تو چطور از حسین غفلت كردی و پیش او نرفتی " گفت :
" من اول خواستم پیش او بروم و از او در كارم كمك بخواهم ، ولی چون‏
گفتند ایشان اعتكاف كرده‏اند و معذورند ، خدمتشان نرفتم " .
امام حسن فرمود : " اما اگر توفیق بر آوردن حاجت تو برایش دست داده‏
بود ، از یك ماه اعتكاف برایش بهتر بود " ( 1 ) .

پاورقی :
. 1 كافی ، جلد 2 ، باب السعی فی حاجه المؤمن ، صفحه . 198


مرتبط با: فرهنگی , متفرقه ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.